جشن تیرگان و آیین آبریزان؛ بازتاب اسطوره و تقویم در فرهنگ ایرانی
جشن تیرگان از جمله کهنترین جشنهای تقویم ایرانی است که بررسی آن میتواند ابعاد گوناگونی از تاریخ فرهنگی، نظام گاهشماری، اسطورهشناسی و آیینهای مرتبط با آب در ایران را روشن سازد. این جشن که در منابع مختلف با نامهای «تیرگان»، «آبریزان» و «آبپاشان» شناخته شده است، در گذر زمان لایههای گوناگونی از باورهای دینی، سنتهای مردمی و روایتهای اساطیری را در خود جای داده است. از اینرو، تیرگان را نمیتوان صرفاً جشنی فصلی دانست، بلکه باید آن را پدیدهای فرهنگی تلقی کرد که در آن عناصر مرتبط با ستاره تیشتر، مفهوم بارانآوری، آیینهای تطهیر با آب و روایت آرش کمانگیر به یکدیگر پیوند خوردهاند.
در گاهشماری ایران باستان هر روز ماه دارای نامی ویژه بود و هنگامی که نام روز با نام ماه انطباق مییافت، جشن برگزار میشد. بر همین اساس، روز تیر از ماه تیر به عنوان زمان برگزاری جشن تیرگان شناخته میشد. این شیوه نامگذاری که در جشنهایی چون مهرگان و آبانگان نیز مشاهده میشود، نشاندهنده ارتباط عمیق نظام تقویمی ایرانیان با ساختار دینی و کیهانی جهانبینی آنان است.
در متون پهلوی و زرتشتی، «تیر» صورت فارسی نو واژه «تیشتر» به شمار میآید. تیشتر در اوستا ایزدی است که با باران، آبهای آسمانی و حاصلخیزی زمین ارتباط دارد. در یشت هشتم اوستا، موسوم به تیشتریشت، نبرد میان تیشتر و دیو خشکسالی (اپوش) روایت شده است؛ نبردی که در نهایت به پیروزی نیروی باران و تداوم حیات بر زمین میانجامد. به همین سبب بسیاری از پژوهشگران منشأ اصلی جشن تیرگان را در آیینهای مربوط به ستایش آب و طلب باران جستوجو کردهاند.
بخش مهمی از منابع دوره اسلامی از این جشن با عنوان «آبریزان» یا «آبپاشان» یاد کردهاند. گزارشهای تاریخی نشان میدهد که پاشیدن آب بر یکدیگر از مهمترین جلوههای آیینی این روز بوده است. این رسم را نمیتوان صرفاً نوعی تفریح یا شادمانی عمومی تلقی کرد، بلکه باید آن را بازمانده مناسکی دانست که با مفهوم پاکیزگی، باروری و تقدس آب پیوند داشته است.
اشارههای موجود در آثار مقدسی، گردیزی و دیگر نویسندگان سدههای میانه نشان میدهد که این آیین در مناطق مختلف ایران رواج داشته و حتی پس از اسلام نیز برای قرنها به حیات خود ادامه داده است. استمرار این رسم تا دوره صفوی و قاجار نشاندهنده قدرت سنتهای فرهنگی ایران در حفظ و انتقال عناصر کهن آیینی است.
بررسیهای مری بویس نیز نشان میدهد که آبریزان را باید یکی از مهمترین جشنهای مرتبط با عنصر آب در جهان ایرانی دانست؛ جشنی که از یک سو با اسطورههای بارانآوری ارتباط دارد و از سوی دیگر در زندگی کشاورزی جوامع ایرانی نقش نمادین ایفا میکرده است.
یکی از مهمترین دگرگونیهای معنایی جشن تیرگان در دوره اسلامی، پیوند یافتن آن با روایت آرش کمانگیر است. منابع متأخر این روز را زمان پرتاب تیر آرش و تعیین مرز میان ایران و توران معرفی کردهاند. اگرچه قدیمیترین منابع زرتشتی اشاره مستقیمی به این ارتباط ندارند، اما از قرون نخستین اسلامی به بعد روایت آرش به تدریج به مهمترین عنصر هویتی جشن تبدیل شد.
داستان آرش نمونهای برجسته از پیوند اسطوره و حافظه تاریخی در فرهنگ ایرانی است. در این روایت، قهرمان ایرانی با فدا کردن جان خویش مرزهای سرزمین ایران را تثبیت میکند. از این منظر، تیرگان علاوه بر کارکرد آیینی و دینی، به بستری برای بازنمایی هویت سیاسی و فرهنگی ایرانیان نیز تبدیل شده است.
برخی پژوهشگران معتقدند که تلفیق اسطوره آرش با جشن تیرگان نتیجه همگرایی دو سنت مستقل بوده است: نخست آیینهای مرتبط با تیشتر و باران و دوم روایتهای حماسی مربوط به مرزبانی و حفاظت از سرزمین. حاصل این همگرایی جشنی است که همزمان ابعاد طبیعی، دینی و ملی را در خود جای داده است.
بررسی منابع تاریخی از سده چهارم هجری تا دوره قاجار نشان میدهد که جشن تیرگان در مناطق مختلف ایران با شدت و ضعف متفاوت برگزار میشده است. گزارشهای موجود در تاریخ قم، البدء و التاریخ، زینالاخبار و آثار دوره گورکانی هند نشان میدهد که این جشن نه تنها در ایران بلکه در برخی نواحی حوزه فرهنگی ایران نیز شناخته شده بوده است.
وجود اشارات متعدد در منابع ادبی و تاریخی بیانگر آن است که تیرگان تا سدههای متأخر همچنان بخشی از حافظه فرهنگی جامعه ایرانی باقی مانده بود. در میان زرتشتیان ایران نیز این جشن تا امروز تداوم یافته و همچنان به عنوان یکی از مهمترین آیینهای سالانه برگزار میشود.
برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به:
حسن بن محمد قمی، تاریخ قم
محمدصالح کنبو، شاهجهاننامه
محمد صادقکیا، واژهنامه طبری
محمد صادقکیا، ماه فروردین روز خرداد
عبدالحی بن ضحاک گردیزی، زینالاخبار
عبدالحمید لاهوری، بادشاهنامه
مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ
محمد محیط طباطبائی، «سیزده نوروز»
کورش نیکنام، «زرتشتیان ایران»
آندرانیک هویان، «جشن تیرگان یا آبریزان و رد پای آن در دیگر نقاط جهان»
Boyce, Mary. “Ābrīzagān”, Encyclopaedia Iranica